پشت خاکریزهای امروز...
گاهی همراه حسین بودن دلیل حق بودن نیست ،تا کربلا رفتن وجان فدا نمودن ،علامت حسینی بودن است.

این روزها دوست دارم دائم وبی هیچ بهانه ای سراغ بچگی هایم بروم!چقدرشیرین بود؛هم دوستی هایمان وهم دعواها! نگاه های غضبناکمان پراز محبت بود؛قهر می کردیم تا قیامت ولحظه ای بعد قیامت می شد!از صبح الاطلوع سرگرم بازی وبازیگوشی توی کوچه بودیم تا لنگ ظهر که با کتک برمی گشتیم خونه وبه محض خوابیدن بابا ومامان ؛به قول دوستان الفرار...دوباره جمع می شدیم توی کوچه وزیر نگاه گرم افتاب مشغول بازی می شدیم وشب از راه نرسیده از فرط خستگی والبته به شوق فردا می خوابیدیم.

همیشه با هم بودییم .همه ی بازی هامون گروهی بود ودر کنار همدیگه بازی می کردیم.استراتزی خُرد وکلانمان دوستی ومحبتمان به هم بود.فارغ از نتیجه و جر وبحث ها همیشه برنده بودیم(البته بُرد از نوع قدیمیش چون این روزها بُرد،بُرد است به هر قیمتی که باشد)آن روزها محبت,یکدلی ،هم صدایی واحترام سرپرستی تمام حرکات ما را بر عهده داشت.

قرارم با دوستانم ...همون هایی که یک روز حین بازی نزدیک بود کورم کنند را فراموش نکردم...اولین کسی که گریه می کردخودش بود که با همون اشک ها درد رو از یادم می برد ویه هو می زدیم زیر خنده...از اشکهامون به خنده می رسسیدیم!! اما امروز بعضی خنده ها آدم رو به گریه میندازه!امروز بجای بازی درکنار هم دیگه ، جنگ می کنیم اونم توی زمین همدیگه.متنفرم از برشمردن خصلت های امروز.

خوشی های اون روز ها رو هیچ کس با خودش نیاورده؛هرکی هم که آورده فقط عذاب می کشد وزجر می کشد.چون فکر می کنه سیستم همون سیستم گذشته هست.غافل از اینکه امروز با وجود طرح استراتژی های کوتاه مدت وبلند مدت ،استخدام مربی وبخدمت گرفتن چند متخصص، هرکی ساز خودش را می زنه . احترام ها ، دوستی ها ، محبت ها...همه وهمه ،رنگ وبویی خاص به خودش گرفته...ادامه دارد واما فعلا ادامه دادنش نمی آید که ما نیز حوصله ادامه دادن را نداریم...

پی نوشت ها:

1-آنچه در بالا نوشتیم خطابه به هیچ شخص حقیقی وحقوقی نبوده ؛اگرم هم بوده ،خب حتما صاحبش بوده.

2-بالا نوشته های ما،مارا ازقاعده خود مستثنی نمی کند.

3-لطفا دست پیش را نگیرید!

[ ۱۳٩۱/٢/٢۱ ] [ ۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

او دختر 16 ساله‌ای بود که 11 ماه توسط ضدانقلاب شکنجه شد؛ موهای سرش را تراشیده و ناخن دست و پایش را کشیدند تا به امام خمینی(ره) توهین کند اما او شهادت را به زندگی با ذلت ترجیح داد.

 تاریخ تکرار می‌شود؛ روزگاری می‌رفت که زمین و آسمان از جهالت خسته شود؛ پیامبر اکرم(ص) ظهور کرد و بت‌ها را بیرون راند و از دل‌های غبارگرفته زدود. تمام غبارها را از دل‌ سمیه همسر یاسر و مادر عمار ربود و همین زدودن‌ غبار دل‌ها، ابوجهل‌ها را بر آن داشت تا سمیه را زیر بار سنگین شکنجه‌ها قرار دهد تا به اسلام توهین کند؛ او زیر بار شکنجه‌ها به شهادت رسید به جرم گرویدنش به دین مبین اسلام و ایمان آوردن به پیامبر اکرم(ص).
بیش از 1400 سال بعد، سمیه دیگری پرچم دفاع از اسلام را بلند کرد؛‌ آن هم در خطه کردستان که هنوز هم نام و یادش در ذهن مردمان سرزمین‌اش جاودانه و زنده است.

ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/٢/۸ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]
 
وای مادرم...
[ ۱۳٩۱/۱/۳٠ ] [ ٦:٤۱ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

عرض سلام ودرود خدمت دوستان خودم بخاطر غیبت طولانی مدتم در آپ کردن وبلاگم باید ببخشید حقیقتا نمی دونم چرا ولی خوب توی این مدت دلنوشته هایی داشتم که نوشتم ولی توی وب نزاشتم.ولی دلم نیومد از حال وهوای ایام عید پارسال توی یه همچین ساعاتی(چند ساعت مونده به سال تحویل) براتون نگم ،همین که یه تجدید خاطره ای برای خودم میشه وهمین که حسرت می خورم،  امسال اونجا نیستم.

پارسال دقیقا بعد از 3روز شناسایی اردوی جهادی ،قرار گذاشته بودیم که از27اسفند یه اردوی چند روزه راهیان نور به مناطق عملیاتی بریم وانشاالله شب عید هم شلمچه باشیم.بگذریم از اینکه قراربود ساعت 7صبح حرکت کنیم که به دلیل خرابی ماشین وخوش قولی راننده ! اردو تا مرز کنسلی هم پیش رفت ولی بالاخره ساعت11:30 از ماهشهر به سمت اهواز حرکت کردیم که بعد از زیارت حرم علی ابن مهزیار وخوندن نماز ،نهار رو توی فضای سبز روبروی حرم خوردیم وراه افتادیم به سمت فتح المبین (شهرستان شوش).

فتح المبین که رسیدیم بعد از بازدید با دو تا از دوستان نشستیم وزیارت عاشورا خوندیم که صدای اذان بلند شد ؛نماز رو هم همونجا خوندیم وبا توجه به اینکه برای اسکان شب ،شرهانی هماهنگ کرده بودیم ،حرکت کردیم به سمت شرهانی.

http://img4up.com/up2/56194657778553166483.jpg

بگذریم از اینکه جاده شرهانی خلوت بودو ما احساس می کردیم جاده رو اشتباه اومدیم(البته دست بچه های ستاد راهیان نور درد نکنه ،توی مسیر دائم باهاشون در تماس بودیم وازشون کمک می گرفتیم" رسیدیم دژبانی شرهانی .چشمتون روز بد نبینه ،دقیقا همون روز به دژبانی اطلاع داده بودند که از ساعت 5عصر به بعد هیچ کاروانی اجازه ورود نداره .حالا ما هرکاری میکنیم که سرباز دژبانی رو راضی وحالی کنیم که بابا ما قبلا هماهنگ کردیم راضی نمی شد تا بلاخره با یکی از مسئولین اونجا تماس گرفتیم وگفتیم که با این سرباز صحبت کنه تا اجازه ورود به ما بدن.که البته با این حال چون مرز شرهانی دست ارتش بود سرباز راضی نشد تا اینکه اون بنده خدا حضوری اومد وبالاخره پس از کش وقوص های طولانی ما وارد منطقه شدیم.هوا سرد بود واما مزار شهدای گمنام وغربت اونجا اونقدر گرما داشت که بچه هارو چند ساعتی کنار مزار شهدا  نگه داشت.

http://img4up.com/up2/93026320912642751195.jpg

صبح روز 28اسفند بعد از بازدید از منطقه  که با روایت گری یکی از مسئولین منطقه انجام شدبه سمت یادمان شهدای هویزه حرکت کردیم که چون مسیر طولانی بود دور رسیدیم واونجا هم بعداز  زیارت قرار بود بریم فکه که چون نزدیک غروب بود مجبور شدیم مستقیم بریم به سمت خرمشهر که توی این فاصله هم با یکی از دوستان برای اسکان هماهنگ کردیم وشب رو توی یه حسینیه توی خرمشهر بودیم.

http://img4up.com/up2/91647518254066115681.jpg

http://img4up.com/up2/17003764917251702602.jpg

 

از خاطرات اون شب هم که بگذریم صبح روز29 اسفند رفتیم اروند کنار که خیلی شلوغ بود وما مجبور شدیم نزدیک به یک کیلومتری رو  از ماشین پیاده بشیم وپیاده بریم (که همون هم خیلی زمان برد)تازه توی این بین یه پسر بچه اندونزیایی هم کاروانش رو گم کرده بود وماهم دنبال کاروان این بنده خدا که بالاخره پیدا شد وبچه رو سالم تحویل پدر ومادرش دادیم بعد از اون من به اتفاق دوتا از دوستانم همراه یک کاروان دیگه نزدیک شط نشستیم وبه صحبت های راوی گوش می دادیم.خلاصه اینکه نماز ظهر رو هم اونجا اقامه کردیم وبعد از نماز هم  یه سر رفتیم نمایشگاه های کتاب وحجاب رو دیدیم ویه کم سوغاتی گرفتیم واومدیم سوار شدیم وحرکت به سمت شلمچه.

http://up98.org/upload/server1/02/e/vndl5ppbhyqsf95tfeh.jpg

اگه اشتباه نکنم حوالی اذان مغرب رسیدیم شلمچه ؛کربلای ایران چه صفایی داشت آن شب. نماز خواندیم وچند دقیقه ای هم استراحت(کلا این چند روز خوب نخوابیده بودیم)وبعد شام خوردیم . هوا سرد بود واما کم کم باید تدارک سفره هفت سین را میدیدیم که وسایل را از ماشین بیرون آوردیم ورفیم گوشه ای را انتخاب کردیم وبچه ها زحمت سفره را کشیدند ؛پر شده بود از هفت سین واما یکی بیشترنمود داشت...هفت سین شهدا...قبل از تحویل سال داشتیم زیارت عاشورا می خواندیم که دائم چُرت می رفتیم وخلاصه هفت سین کنار شهدا بودن...با شهدا بودن...شلمچه بودن....کمی نزدیکتر به کربلا....بی نظیر بود

http://up98.org/upload/server1/02/e/ygqxep8r7ug7ymv7vdf.jpg

پی نوشت:

1-خیلی خوش گذشت .جای همه ی شما خالی بود.

2-اگه اشتباه نکنم سفره شامل 4نوع هفت سین بود(هفت سین معمولی ،شهدا ،قرآنی و...)که قشنگ بود وخیلی ها خوششون اومده بود که البته اونجا بودم برای ما از هر هفت سینی مهمتر بود.

3-خیلی دوست داشتیم امسال هم همین برنامه رو داشته باشیم که چون توفیق حضور در اردوی جهادی رو داشتیم ،نشد.

"التماس دعا"

[ ۱۳٩۱/۱/۱ ] [ ٢:۱۱ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

من که میدانم به دنیا اعتباری نیست...

بین مرگ وزندگی قول وقراری نیست...

من که میدانم اجل ناخواسته می آید وراه فراری نیست...

پس چرا مهیا نشوم؟؟؟!!!!


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٩ ] [ ٧:٢٢ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

http://image.kocholo.ir/reza/05_New/09_05/09KartPostalEntezareMahD05.jpgخیلی وقته دارم برای اومدنش دعا میکنم...دیگه اشکی ندارم...دعا میکنم اگه قرار نیست فعلا بیاد حداقل اشک داشته باشم تا بتونم برای غربتش گریه کنم...تا شاید کمی آروم تربشم ...تا کی با ید در انتظار بنشینم...تا کی باید تمام روز های هفته رابه انتظارت بنشینم وبازهم...گفتم اینبار، شنبه برای تو بنویسم...اما جمعه فرق می کند،جمعه با تمام روزهای هفته فرق می کند...چوی بوی انتظار میدهد...بوی انتظاری که به وصال می انجامد...وتو هنوز منتظر جمعه ظهورت هستی...بیا ای "قرار بی قراری های دلم"...


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱۱/۸ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

عبد رو سیاهم آقا  /  سائل نگاهم آقا

ای پناه هر دو عالم  /  تو پناهم بده آقا

اومدم با سر به زیری  /  من غلام وتو امیری

اومدم با حال زارم  /  تا که دستم و بگیری

تو ببین که با چه حالی  /  اومدم با دست خالی

دست رد نزن به سینم  /  ای مرا مولی الموالی

دل زینب و شکستم  /  راه بچه هاتو بستم

وای اگه منو برونی  /  وای اگه نگیری دستم

یا حسین غریب مادر  /  یا حسین غریب مادر


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

نردبان دلم شکسته است می شود برایم دعا کنی؟

یا اگر خدا اجازه می دهد کمی بجای من خدا خدا کنی؟

راستش دلم مثل یک نماز بین راه خسته وشکسته است

می شود برای بیقراری های دلم ، سفارشی به آن رفیق با وفا دعا کنی؟

ای قرار بی قراری های دلم...


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ ] [ ٢:٢٤ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

بسم رب الشهدا

یکی از نعمت هایی که خداوند به انسان عطا کرده و موجبات برتری انسان بر سایر مخلوقات می باشد قدرت انتخاب و اختیار است . انسان با اتکا به دانایی ها و تجربیاتی که کسب کرده اختیار دارد که هر هدفی را انتخاب کرده و بسویش حرکت کند . اهمیت این اختیار و انتخاب زمانی مشخص شده و نمود پیدا می کند که انسان در دوراهی حق و باطل ، باید دست به انتخاب بزند .( حال آنکه تاریخ همواره آوردگاه نبرد حق و باطل بوده است . از زمان آدم و حوا و ابلیس و پس از آن قصه ی هابیل و قابیل گرفته تا زمان فرارسیدن قیامت). کدام انتخاب ؟ با کدام معیار و شاخص ؟ خوب ؛ البته برای انتخاب باید شناخت درستی از مسئله داشت ، شناخت صحیح وتجزیه و تحلیل (هرچند ناقص که در ادامه توضیح خواهیم داد) به حل مسئله کمک می کند . البته این شناخت باید در مرحله ی عمل ظهور پیدا کند ، این که فقط بشناسیم کافی نیست ، گاهی سکوت در برابر آنچه حق است نیز حکم عدم شناخت را دارد با این تفاوت که می دانیم ولی نمی خواهیم ! به این عمل برآمده از شناخت صحیح می گوییم آگاهی ، فهم صحیح و بصیرت .

بصیرت یعنی حق را از باطل جدا کردن ، دوست را از دشمن شناختن و خیر را از شر شناختن . از این نکته غافل نشویم که گاهی چنان حق و باطل در هم آمیخته می شوند که نمی توان مرز مشخصی میانشان قائل شد و شاید این جا برای بهتر شناختن و درست عمل کردن باید به سراغ شاخص هایی برویم که راه را به ما نشان می دهند و اما شاخص چیست ؟ و شاخص کیست ؟

نظام و حکومت ما که جمهوری اسلامی و بر پایه ی ولایت می باشد و حال که امام عصر(عج) در غیبت به سر می برند این امر در زمان غیبت بر دوش نایب بر حقشان امام خمینی(ره) و پس از رحلت ایشان بر دوش امام خامنه ای(مدظله العالی) است ؛ پس شاخص همان گفتمان امام(ره)  و رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای است و بزرگترین گواه بر این مدعا حوادث سی و چند ساله ی انقلاب اسلامی است . هرگاه که نظام و جامعه بر سر دو راهی سخت و دشواری گرفتار می شود ، خیل عظیم ملت متعهد ، ​مقید ، متدین ، ولایت پذیر و ولایت مدار ، با بهره گیری از گفتمان امام(ره) و رهنمودهای رهبری عزیز ، با عزم و اراده ی پولادین از پس این حوادث برآمده اند . آخرین گواهش همین 9 دی 88 بود که جریان فتنه و نفاق (در داخل و خارج) با تابلو و شعار امام (ره) و خط امام(ره) به میدان آمد ، حال آنکه اصلی ترین مبانی و نظریه های امام(ره) را نشانه رفته بود ، که با روشنگری های مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) پیرامون ابعاد و اهداف این جریان پلید و شیطانی و همچنین بصیرت و ولایت مداری  ،  مردم متعهد،انقلابی و همیشه در صحنه ایران اسلامی توانستند حماسه عظیم 9 دی را ایجاد و یوم ا... 9 دی را به نام "روز بصیرت" در تاریخ به نام خود ثبت کنند و درسی ماندگار و عبرت آموز به تمام دشمنان اسلام و ایران اسلامی بدهند.

[ ۱۳٩٠/۱٠/٩ ] [ ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیرة انا ومن اتبعنی(سوره یوسف آیه108)

ای پیامبر بگو طریقه من وپیروانم این است که خلق را به خدا،با بصیرت دعوت کنیم.

یکی ازمولفه ها وفاکتورهایی که درپیمودن راه حق وتشخیص حق  مورد نیاز است ؛ بصیرت است.بصیرت مانند یک چراغ است که درمواقعی که فضا ومحیط غبارآلود است وتشخیص سخت ودشوار می شودبیشتر به کار می آید.

بصیرت یعنی شناخت صحیح ودقیق،آگاهی،قدرت تحلیل،برنامه ریزی،حسابگری.یعنی شناخت حق از باطل،دوست از دشمن.با بصیرت است که انسان از حوادث دشوار تاریخ،که تشخیص سخت ودشوار می شودسربلند بیرون آمده وراه حق ودرست را انتخاب می کند.اگر بصیرت نباشد انسان های خوب وارزشی هم ممکن است راه را گم کرده وبه انحراف کشیده شوند.بصیرت مانند یک نقشه راه است که به ما کمک می کند هدف را درست شناسایی کرده وبهترین راه رسیدن به هدف(شامل:وسایل لازم،تهدیدات و فرصت های راه و...)را انتخاب کنیم وآگاهانه وحساب شده وارد یک مسیر شویم.

بیشتر بلاهایی که برسر یک جامعه می آید براثر بی بصیرتی است ودراین میان نباید از نقش نخبگان وخواص در این مهم چشم پوشی کرد.خواص ونخبگان علاوه بر اینکه باید بصیرت را در خود تقویت کنند باید درسایر افراد جامعه این مهم را بوجود بیاورند.

بصیرت آنجایی به کار می آید ونمودش بیشتر می شود که دشمن با تابلو وشعار خودی به میدان می آیدودر اینجا داشتن شاخصی که بتوان به کمک آن حق از باطل،دوست از دشمن وخیرازشررا تشخیص دادو به حق عمل کرد اهمیت ویژه وخاصی پیدا می کند.

واما در این بین از قشر دانشجو بعنوان یک قشر تاثیر گذار وتاثیر پذیرانتظار می رود تا ضمن افزایش بصیرت خود در تلطیف محیط  جامعه همت کرده ودراین راه نقش یک روشنگر را در جامعه ایفا نمایند.

[ ۱۳٩٠/۱٠/٩ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

سلام ودرود بر خوانندگان محترم وبلاگ این حقیر.

عن قریب دوست وبرادر خودم سعید بستان پیرا ما را به وبلاگشان فرا خواندند وما نیز درقبال پستشان نظری گذاشتیم که در زیر مشاهده میکنید.

سلام داشی.
آزاد اندیشی!!!
برای شروعش مقدماتی می خواهدهرچند از نوع مجازیش باشد تابتوان از به نقد وبررسی گذاشتن بحثی به نتیجه ای برسیم.البته این نظر بنده است وشاید این سبک آزاد اندیشی شما نیز کارگر بیافتد...به امید موفقیت.
"درپناه حق"

 واما یکی از دوستان که خودش را"ضدسید حسینی"معرفی کرده اینگونه  جواب بنده را داده:

جناب سید حسینی میشه بگید چه مقدماتی؟
همین مقدمات شماها ، باعث شده رهبر بعد از این همه تاکید بر آزاد اندیشی، باز کسانی مثل شما، براش مقدمات بگذارند و حرف رهبر روی زمین بماند و کرسی آزاد اندیشی به مرحله عمل نرسد

وبخوانید جواب حقیر را:

سلام.می آمدید در وبلاگمان پاسخ می دادید خوشحال می شدیم ولیکن جوابتان:اینکه ده سال است کاری نشده(که شده اما کم)دلیل براین نمیشود که امروز سراسیمه عمل کنیم وبجای نتیجه گرفتن فقط فضای وباب جدیدی را باز کنیم که هرکه خواست هر چه دل تنگش بگویدوبعد بگوییم آزاداندیشی!!!

واما از بیانات امام خامنه ای گر شما تو جبهه‌ى جنگ نظامى، هندسه‌ى زمین در اختیارتان نباشد، احتمال خطاهاى بزرگ هست. براى همین هم هست که شناسائى میروند. یکى از کارهاى مهم در عمل نظامى، شناسائى است؛ شناسائى از نزدیک، که زمین را بروند ببینند: دشمن کجاست، چه جورى است، مواضعش چگونه است، عوارضش چگونه است، تا بفهمند چه کار باید بکنند. اگر کسى این شناسائى را نداشته باشد، میدان را نشناسد، دشمن را گم بکند، یک وقت مى‌بینید که دارد خمپاره‌اش را، توپخانه‌اش را آتش میکند به طرفى، که اتفاقاً این طرف، طرفِ دوست است، نه طرفِ دشمن." واین یعنی مقدمات را فراهم کردن وبرنامه ریزی کردن که همه در مرحله قبل از عمل قرار می گیرد.

بنده نگفتم که آزاد اندیشی خوب نیست وبلکه گفتم باید مقدماتش فراهم شود تا بتوان بهتر وسریعتر به نتیجه رسید ونه اینکه تریبونی شود برای معاندین.

پی نوشت:

1-برادر گرامی که نوشتید"ضدسید حسینی"که نمی دانم اصلا این ضدیت ما در کجاست وکی پدید آمده(البته شاید اخوی گرام بنده معنای دیگری برای کلمه "ضد" در لغت نامشان دارند که حقیر بی اطلاعم)حقیرپیشنهاد میکنم درباره چیستی وچرایی وکیستی وچگونگی آزاد اندیشی مطالعه کنید.

2-گفتید "شماها"!!!منظورتان چیست را نمی دانم!!!

3-اگر صلاح دانستید دوباره نظر اول بنده را بطور کامل مطالعه فرمایید.

دوستان خواننده این پست نظر را فراموش نکنید

"درپناه حق"

 

[ ۱۳٩٠/٩/۳٠ ] [ ٧:٥۳ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

چند روز مانده تا رسیدن قافله سالار عشق به سرزمین عشق به پرچمداری امام عشق...

http://www.shiapics.ir/components/com_joomgallery/img_originals/___imam_hoseyn_6/66_20090825_1688173558.jpgمحرم از راه رسید وهنوز صدای طفل 3ساله به گوش می رسد...

هنوزمادری در انتظار6ماهه اش اشک می ریزد...

هنوز صدای "یا اخا ادرک..."از علقمه می آید...

هنوز بوی دود خیمه ها به مشام می رسد...

هنوز صدای "هل من ناصر..."به گوش می رسد...

هنوز صدای"مهلا مهلا یابن الزهرا"به گوش می رسد...

بارالها اجلم را تو به تاخیر انداز

چند روزیست دلم تنگ محرم شده است


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٩/۳ ] [ ۸:٥٦ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

عرفه بوی نگار ازلی را دارد/بوی آن یوسف زهراوعلی را دارد

عرفه دلبری از بیت کرم می اید/بوی بیراهنیوسف ز حرم می آید

http://www.eramnews.ir/files/fa/news/1387/9/19/4248_608.jpg

عرفه90 هم از راه رسید؛عجب دلتنگش بودم؛از شب قدر رمضان انتظارش را می کشیدم.عرفه در عرفات ایران عجب صفایی دارد.

همه چیز محیای سفر بوداز خواب بیدار شدم صدایی به گوشم می آمد؛خوب نمیشنیدم ولی احساس کردم صدای باران است؛پنجره اتاق بازبود نگاه کردم...درست شنیده بودم باران می بارید به گوشی موبایلم نگاهی انداختم ببینم ساعت چند است، گوشی زنگ خورد یکی از بچه ها بود؛پرسید:سیداردو پا برجاست؟می ریم؟گفتم:نمیدونم:بایدسوال کنم آب وهوا اونجا چطوره؟قطع کردم وپیامک فرستادم برای یکی از بچه ها که آب و هوااونجا چطوره؟چند دقیقه بعد جواب اومد که"سلام.بارانی،البته آرام اما به آرام ماندنش تضمینی نیست"

پیامک فرستادم برای بجه هاتا مشورت بگیرم که چکار کنیم؟که در همین حین پیامک می اومد که اردو می ریم؟خلاصه شد ساعت6:45که راه افتادم سمت دانشگاه؛بجه ها جند تاشون اومده بودن. همچنان بارون می باریدوابر سیاهی توی آسمون بود.

بعد از شور ومشورت های  زیاد نهایتا با حق "وتوی"  بنده تصمیم بر رفتن گرفته شد.هرچند تعداد بجه ها بخاطر بارون کمتر شده بودولی به هرحال بایک ساعتی تاخیرحرکت کردیم.کم کم هوا آفتابی شدتااینجا رو داشته باشید(برگردیم به ذهن بنده وفکرهایی که توی این چند ساعت از ذهنم عبور می کرد؛وقتی دیدم باررونه با خودم کگفتم یعنی اردوکنسل میشه؟و دعای عرفه اونم توی شلمچه...خدایا چی میشد فردا بارون می بارید؟حالادقیقا اولین بارون سال90 بایدروز عرفه بباره؟وسوالات این تیپی که از ذهنم عبور می کرد.)

رسیدیم آبادان و نمازخوندیم ونهار خوردیم وحرکت به سمت شلمچه.

تقزیبا ساعت 14:30 بود که رسیدیم شلمچه؛ازاتوبوس پیاده شدم به خودم گفتم اینم شلمچه؛ رفتیم با چندتا از بچه ها و گوشه ای نشستیم و با هم با مداح دعارو زمزمه می کردیم؛ عجب حال و هوایی داشت انصافا قابل توصیف نیست .

همه ی این توصیف هارو کردم که فقط یه جورایی تعبیر خودم  رو از اون بارون بگم:

باران بارید تا آسمان نیز آماده ی عرفه  شود

باران بارید تا آسمان  هم خانه تکانی کرده باشد

باران بارید تا آسمان پذیرای خلق خدا باشد

باران بارید تا آسمان صاف شود برای استجابت دعا

باران بارید تا........

و در یک جمله باران بازید تا خلق بدانند خداونددر عرفه بدون هیج فیلتری فقط منتظر یک الهی العفو است تا ببخشد و آزاد کند از قید وبند نفس و دنیا....

آری براستی که تعبیرش این بود...

الهی...الهی...العفو...العفو...العفو

الهی وربی من لی غیرک

الهی انافقیرا الی رحمتک ....

پی نوشت ها:

*منظور از بچه ها همون دوستان گرامی بنده هستند که البته بچه نیستند وهر کدوم براخودش آقایی هست ؛ولیکن این لفظ حاکی از صمیمیت بنده با دوستان می باشد.

*از تمامی دوستان وبرادران گرامی که بنده رو در این سفر یاری کردند صمیمانه متشکرم.

*ازبرادرخودم احسان هم کمال تشکر رادارم البته توفیق وسعادت پیدانکردیم امسال درکنارشان عرفه را زمزمه کنیم.

*به ما که خوش گذشت هرچند عده ای؟؟؟اذیتمان کردند ولاجرم ازبردن نامشان معذوریم وهمچنین برخی مشکلات!!!   


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۸/۱٧ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

سلام وعرض ارادت خدمت دوستان.

بعداز مدتها که چند ساعت وقت کردم در مورد تمامی مسائلی که این چند وقت ذهنم رو مشغول کرده بود؛فکر کنم وچند خطی بنویسم هر کدوم رو که شروع میکردم بعد از چند خط نوشتن ؛ناامید میشدم واحساس میکردم باید بهتر شروع کنم.

خلاصه نوشتنمان می آید اما خوب آنتن نمیده وقطعی داره(یکی ندونه میگه طرف"خودم"یا نویسنده  "شنود اشباح"هست یا نویسنده"شوالیه ناتو فرهنگی" یا...راستی دنبال رابطه ای بین نویسنده این دو کتاب یا خود کتابا نباشید؛فقط خواستم بگم منم بلد هستم)

خوب بگذریم این آشفته بازار ذهن ما تا بیاد وسروسامونی بگیره ؛ابرو بادومه وخورشید وفلک همه رفتند.خلاصه اگه علاقه دارید به شکسته های این حقیر دعا بفرمایید...دعا بفرمایید...عرض کردم خدمتتون دعا بفرمایید انشاالله درست بشه.

پی نوشت ها:

*دوستان انجمن حمایت از قلم بدست ها:"هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم"

*دوستان علاقه مند مراتب ارادت وعلاقه خود را جهت اینکه "ریا"نشود "حتما"در قسمت نظرات  وارد نمایند.

*به دوستانی که با خواندن این پست به این نتیجه رسیدند که فقط قصد ، آپ کردن وبلاگ بوده به قید قرعه جوایز نفیسی اهدا می گردد.

*جهت تحویل گرفتن جوایز باید بنده حقیر رو گیر بیاورید.

*کلا نیازمند حضور سبزتان:

الف)هستیم

ب)نیستیم

ج)گزینه الف و ب

د)همه موارد

[ ۱۳٩٠/۸/٢ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

برای شما نوشتن اصلا مقدمه نمی خواد...بی مقدمه آقا...آونقدر دورم که هرچه مینویسم،فقط دلتنگیه...آونقدر دورم که ارادت وتوسلم رو می برم قم؛حرم حضرت معصومه (س) تا شاید برسه دستتون وگوشه چشمی به ما داشته باشی.

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/5/40586_980.jpgاومدن مشهد واز خیابون امام رضا(ع)پیاده رفتن تا حرم،که هرچه نزدیک تر میشی حال وهوای عجیبی بهت دست میده وتنها چیزی که توی این مسیر نظررو جلب می کنه گنبد طلایی رنگ حرم هست.

ویه مکس چند دقییقه ای ورودی صحن جامع رضوی،با یه دنیا امید وآرزو ویه دل پُر ازشوق...وبعد وارد صحن جامع رضوی شدن وحالا روبروی تابلویی که اذن دخول روش نوشته شده وخوندن اذن دخول...وضو گرفتن از حوض صحن جامع(که خودش یه دنیا صفا داره واصلا احساس میکنی تا با این آب وضو نگرفتی به قول دوستان زیارته نچسبه)ویک لیوان آب ،که فقط وفقط خدا میدونه چه آرامشی به آدم میده(انگار دنیا رو به آدم میدن) واینا شد مقدمات زیارت...

وحالا حرکت سمت مسجد گوهر شادبرای ورود به صحن اصلی وزیارت کردن و...وقتی توی نگاه اول چشمات به پنجره فولاد میافته یه مکس ویه بغض که اگه تا اینجا نشکسته بود دیگه طاقت نمیاره واز اینجا به بعد میشکنه (وقتی یادت میاد به تمام کسایی که بهت التماس دعا گفتن و...)همه وهمه از جلوی چشمات رد میشه تا وقتی جلوی ضریح میرسی،از خود بی خود میشی وبی اختیار اشک میریزی و زیر لب زمزمه می کنی"السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)"...خیره نگاه میکنی وزیارت میخونی وغوغایی توی دلت برپاست واصلا باورت نمیشه...

ادامه دارد...

[ ۱۳٩٠/٧/۱٧ ] [ ٧:٠٩ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17369/B/13900706_8417369.jpg

اشعاری یکی از جانبازان در حضور رهبرمعظم انقلاب اسلامی:

گرچه از دست وپا فتادستم

عهد وپیمان خویش نشکستم

گرچه عضوی نمانده در بدنم

عضوی از عاشقانتان هستم

یک نفس مانده در تنم آقا

تا نفس هست با شما هستم

 

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17369/B/13900706_6317369.jpg

[ ۱۳٩٠/٧/٧ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

http://safar.jahanpayam.net/modpub/FCKeditor/Image/emam-reza.jpg

پنجره فولادرضا(ع) برات کربلا میده

هرکی میره کربُ بلا،از حرم رضا(ع) میره

 

http://faran.persiangig.com/image/1/DSC00024.JPG

[ ۱۳٩٠/٦/٢٢ ] [ ۳:٢۳ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

اگر دانشگاه ما یک دانشگاه علمی محض باشد،اما توش دین واخلاق نباشد،همان بلایی بر سر جامعه ی ما وکشور ما وآینده ی ما خواهد آمد که بر سر جامعه ی دانشمند غرب آمد.

غرب جامعه ی دانشمندی است،اما جامعه ی خوشبختی نیست.

درآنجا امنیت اخلاقی نیست،امنیت روانی نیست،انسجام خانوادگی نیست،اخلاق نیست،معنویت نیست.خلا های عمده ی بشر اینهاست.

"امام خامنه ای"

[ ۱۳٩٠/٦/٥ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]
مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى
مولاى من ... تویى سرور و منم بنده و آیا رحم کند بر بنده جز سرور او ؟
 
http://kamnanews.ir/thumb-img/_%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C___%D9%81%D8%B5%D9%84_%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%B4___%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D8%B1%D8%AC_%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7_%D9%85%DB%8C_%D8%B4%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA_%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%9B_0_1_Pray.jpg
 
 
یَا عِمَادَ مَنْ لا عِمَادَ لَهُ یَا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ یَا ذُخْرَ مَنْ لا ذُخْرَ لَهُ یَا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ یَا غِیَاثَ مَنْ لا غِیَاثَ لَهُ یَا فَخْرَ مَنْ لا فَخْرَ لَهُ یَا عِزَّ مَنْ لا عِزَّ لَهُ یَا مُعِینَ مَنْ لا مُعِینَ لَهُ یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ یَا أَمَانَ مَنْ لا أَمَانَ لَهُ
  اى پشتیبان کسى که پشتیبان ندارد اى پشتوانه آن کس که پشتوانه ندارد اى ذخیره آن کس که ذخیره ندارد اى پناه آن کس که پناهى ندارد اى فریادرس آنکس که فریادرس ندارد اى افتخار آن کس که مایه افتخارى ندارد اى عزت آنکس که عزتى ندارد اى کمک آنکس که کمکى ندارد اى همدم آنکس که همدمى ندارد اى امان بخش آنکس که امانى ندارد
 
سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ
منزهى تو اى که نیست معبودى جز تو فریاد فریاد بِرَهان ما را از آتش اى پروردگار

ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٥/۳٠ ] [ ٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

«... این دل چیز عجیبی است؛ گاهی اوقات به وسیله ای که انسان را به اوج آسمان و اوج معنویت می برد، تبدیل می شود، گاهی هم به عکس، به سنگ سنگینی تبدیل می شود که بسته می شود به پای انسان و انسان را تا اعماق دره فرو می برد؛ غرق می کند؛ پدر انسان را درمی آورد. اگر دل را به پول و به شهوت جنسی و به مقام و به این چیزها دادید، این همان سنگ سنگین است، دل دیگر نیست. در آن صورت؛ ده بود آن، نه دل که اندر وی- گاو و خر بینی و ضیاع و عقار. آن دلی که انسان در آن عشق اتومبیل فلان جور دارد، آن دل نیست، گاراژ است، بنگاه معاملاتی است! آن دلی که همه اش در آن میل جنسی موج می زند، دیگر دل نیست، عشرتخانه است. شاعر آن زمان که ضیاع و عقار و زمین و ملک و گاو و خر در زندگی نقش داشته، از اینها نام برده و می گوید دلی که اینها در آن باشد، آنجا طویله است! ده است! دل نیست؛ دل جای خداست، جای نور است»

"امام خامنه ای"

[ ۱۳٩٠/٥/٢٢ ] [ ۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

بار خدایا

پناه می برم به تو از اینکه ظاهر من در چشم مردمان پسندیده نماید؛اما نهان من در آنچه از تو پنهان میدارم ناپسند تو افتد.

"امام علی(ع)"

[ ۱۳٩٠/٥/۱٧ ] [ ۳:٥۱ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

"آری،ماه رمضان چونان میدان مسابقه ای برای رسیدن به رضایت پروردگار است"

خدایا! به ما توفیق ده در این میدان،در این ضیافت واز این سفره رحمتت توشه ای برداریم که مبادا در روز جزا شرمسار از رمضان هایی باشیم که بر ما گذشت...

خدایا!به ما توفیق درک این فرصت الهی را بده تا بیش از این فرصت های پیش رویمان را از دست ندهم...

خدایا! به ما توفیق درک این همه نعمت ورحمتت را بده که مبادا فریب وسوسه ها وهوا وهوس ها را بخوریم وهمه را دست رنج خودمان پنداشت کنیم...

خدایا آن را نصیبمان کن که رضایتت در گره اوست...

خدایا...خدایا...خدایا...به ما آن ده که آن به.

ومیگویم اعظم دعاهایمان را..."اللهم عجل لولیک الفرج"

"آمین...یارب العالمین"

[ ۱۳٩٠/٥/۱٥ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

ماه رمضان یه فرصته، یا بهتر بگیم، یه شروع دوباره؛

http://in.ygoy.com/wp-content/uploads/2011/07/Ramadan-wall-paper.jpg

یه شروع برای سفره هایی که به رنگ نان و خرما! شروع شنیدن نجوای زیبای «ربنا» سرسفره هامون!
یه شروع برای شب های استجابت دعا!
یه شروع برای پرواز، پروازی در ملکوت!
شروعی برای قرآن به سر گرفتن و الغوث الغوث سردادن!
یه شروع دوباره برای بندگی!
ای کاش بتونیم عظمت ماه رمضان رو درک کنیم.
رسول خدا(ص) می فرماید: « اگر بنده خدا می دانست که ماه رمضان چیست، دوست می داشت که تمام سال، رمضان باشد.»(1)
واقعاً خوشا به حال کسانی که عظمت این ماه رو درک می کنند.
در این ماه می خوایم خودمونو بشناسیم، یا بهتر بگیم خودمونو پیدا کنیم.
می خوایم در این ماه، قرآن رو ختم کنیم.
امام رضا(ع) درباره ختم قرآن در ماه رمضان می فرماید: « هر کس در ماه رمضان، یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند، مثل این است که در ماه های دیگر، تمام قرآن را بخواند».(2)
می خوایم در این ماه به خدا بگیم: خدایا! من بنده مشتاق توأم. من فقط و فقط به عشق تو به نماز خوندن می ایستم. من خسته شدم از تموم گناها، ریا کاری ها، چشم ناپاکی ها .
می خوایم در این ماه، همه فاصله هامون روبا خدا، بشکنیم. شاید خیلی وقته که از خدا دور شدیم، دراین ماه باید به طرف خودش برگردیم.
در این ماه وقت افطار، دستامونو به سمت خدا بلند می کنیم تا با لطف و مهربونیش گناهامونو ببخشه و دعاهامونو مستجاب کنه؛ چون به فرموده امام کاظم(ع) دعای شخص روزه دار هنگام افطار مستجاب می شه.(3)
امام صادق(ع) فرمود: «خداوند عزوجل که فرموده است از صبر و نماز کمک بگیرید، [منظور از] صبر، روزه است.»(4)
در این ماه، با اشکایی که موقع قرآن خوندن و نماز خوندن می ریزیم، چشمامونو تطهیر می کنیم، تا دیگه هیچ وقت به گناه آلوده نشه.
در این ماه به سالمندا بیشتر احترام می کنیم.
شب هایی از این ماه، افطار رو کنار اقواممون می گذرونیم تا صله رحم به جا بیاوریم. و خوشا به حال کسایی که این ماه افطاری می دن؛ چون امام صادق(ع) فرموده: « هر کس روزه داری را افطار دهد، برای او هم مثل اجر روزه دار است»(5)
در این ماه، سعی می کنیم زبونمون رو کنترل کنیم تا یه وقت خدای ناکرده، پشت سر کسی غیبت نکنیم، یا به مردم تهمت نزنیم، یا درباره هیچ بنده خدایی ناآگاهانه قضاوت نکنیم.
امام علی(ع) فرمود: « روزه قلب بهتر از روزه زبان، و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.»(6)
خدایا! می خوایم با یاری تو، در این ماه به فقرا کمک کنیم. خلاصه در این ماه عزیز، همه دارن آماده می شن تا یه تغییر اساسی در زندگی شون بدن.
بله، درسته، یه تغییر، تغییری در رفتار، گفتار، کردار، و در نهایت تغییری برای بهتر زندگی کردن.
همون طور که می دونیم، اولین قانون روزه گرفتن، اینه که از اذون صبح تا اذون مغرب چیزی نخوریم. رسول خدا(ص) درباره پاداش همین نخوردن و نیاشامیدن، فرمود: « خوشا به حال کسانی که برای خدا گرسنه و تشنه شده اند؛ اینان در روز قیامت سیر می شوند. » (7) و نیز فرموده است: « کسی که روزه، او را از غذاهای مورد علاقه اش باز دارد، برخداست که به او از غذاهای بهشتی بخوراند و از شراب های بهشتی بنوشاند».(8)
اما نه تنها شکم، که تمام اعضای بدنم باید روزه دار باش تا خداوند روزه ما رو قبول کنه.
امام صادق(ع) دراین باره می فرماید: « آن گاه که روزه می گیری، باید چشم وگوش و مو و پوست تو هم روزه دار باشند (یعنی از گناهان پرهیز کنند)».(9)
همچنین حضرت زهرا(ع) می فرماید: «روزه داری که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده ، روزه اش به چه کارش خواهد آمد».(10)
پس مبادا در این ماه عزیز، در مسیر گناه قدم برداریم.
مبادا در این ماه مبارک، دل کسی رو بشکنیم.
اصلاً باید با انجام دادن کارهای خوب، در این ماه غوغا کنیم؛ مثلاً تا می تونیم با همدیگه مهربون باشیم، گره از کار بسته خلق باز کنیم، دل یتیما و بینواها رو شاد کنیم.
ما می خوایم با این کارها به خودمون فرصت تغییر کردن رو بدیم. خدا ماه رمضان رو برای همین آفریده. چون بعد از سی روز تکرار یک کار یا پرهیز از کاری، حتی اگه نخوایم، انجام دادن یا ترک اون کارها، دیگه برامون عادت می شه.
تا حالا فکر کردین چرا به ماه رمضان، می گن ماه مهمونی خدا؟
قرآن رو باز می کنیم وآیه 183 و184 سوره بقره رو با هم می خونیم:
«ای کسانی که ایمان آورده اید؛ روزه برشما مقرر شده است؛ همان گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند مقرر شده بود، باشد که پرهیزکاری کنید. روزه در روزهای معدودی بر شما مقرر شده است، ولی هر کس از شما بیمار یا در سفر باشد، به همان شماره، تعدادی از روزهای دیگر را روزه بدارد؛ و بر کسانی که روزه طاقت فرساست، کفاره ای است که [آن کفاره] خوراک دادن به بینوایی است؛ و هر کس که به میل خود بیشتر نیکی کند، پس آن برای او بهتر است؛ و اگر بدانید، روزه گرفتن برای شما بهتر است».
خداوند، همه ما مسلمونا رو مورد خطاب قرار داده. خدا با ماست! مخاطب خدا ما هستیم! باید هوشیار باشیم، خدا ما رو صدا زده و ما هم باید به ندای خدا درست پاسخ بدیم. دعوت الهی رو اجابت کنیم تا مورد لطف و رحمت پروردگارمون قرار بگیریم.

ماه رمضان؛ یکی از اسماء خدا

می دونستین که «رمضان» یکی از اسم های خداست. امام باقر(ع) در این مورد فرموده است: «رمضان، اسمی از اسماء الهی است و نباید آن را به تنهایی ذکر کرد. یعنی نباید بگوییم رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنی ماه را باید به اسم افزود: در این باره به سخنان امام محمد باقر(ع) گوش فرا می دهیم که فرمود: « نگویید این است رمضان و نگویید رمضان رفت یا آمد؛ زیرا رمضان نامی از اسماء الله است که نمی رود و نمی آید؛ که شئء نابود شدنی می رود و می آید؛ بلکه بگویید ماه رمضان، پس ماه را اضافه کنید».(11)

پرسش از ما، پاسخ از معصومین(ع)

تا حالا از خودتون پرسیدید که چرا خدا روزه گرفتن رو واجب کرده
حضرت علی(ع) می فرماید: « خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن، اخلاص خلق را بیازماید».(12)
می دونین زکات بدنمون چیه؟
رسول خدا(ص) فرمود: «برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدن ها ، روزه است».(13)
حالا همه با هم دعا می کنیم:
خدایا! با نیت های راست و دل های مشتاق از تو درخواست می کنیم، که توفیق روزه گرفتن و قرآن خوندن و بنده خوب بودن رو در این ماه نصیبمون کنی.
خدایا! یه وقت نکنه مثل بنده های بد عاقبت، در این ماه از بخشش تو محروم بشیم.
خدایا! کمکمون کن در این ماه، هم بنده خوبی برای تو باشیم و هم دوست خوبی برای بنده های تو.
پروردگارا! دل هایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودی منحرف مکن؛ و از سوی خود رحمتی بر ما ببخش؛ زیرا تو بسیار بخشنده ای . (آل عمران: 8)
پروردگارا! ما ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین رحم کنندگانی. (مؤمنون: 109)
پروردگارا! رحمتی از نزد خود به ما عطا کن، و برای ما در کارمان زمینه هدایتی فراهم آور. (کهف: 10)
پروردگارا! بر ماصبر و شکیبایی فرو ریز، و گام هایمان را استوار ساز، و ما را گروه کافران پیروز گردان.(بقره:250)

پی نوشتها:

1. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج93، ص 346.
2. همان.
3. همان، ج92، ص255، ح 33.
4. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج7، ص298، ح3.
5. محمد یعقوب کلینی، الکافی، ج4، ص68، ح1.
6. غررالحکم و دررالکلم، ج1،ص417، ح80.
7. وسائل الشیعه، ج7، ص299، ح 2.
8. بحار الانوار، ج93، ص331.
9. الکافی، ج4، ص 87، ح 1.
10. بحار الانوار، ج93، ص295.
11. بحار الانوار، ج 96،ص 376.
12. نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهیدی ، حکمت 252.
13. الکافی ، ج4، ح 3.

[ ۱۳٩٠/٥/۱٤ ] [ ٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

http://bahr.ir/wp-content/uploads/200230191862505610681036825962432097592.jpgدر بین ماه های سال قمری، ماه مبارک رمضان، از قداست و جایگاه ویژه ای برخوردار است چنانکه در دعای مخصوص آن می خوانیم: «... و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور...»؛ (اقبال الاعمال/24) «و رمضان، ماهی است که او را عظمت و کرامت و شرافت، و فضیلت دادی، نسبت به ماه های دیگر.»

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/٥/۱۳ ] [ ٦:٤٧ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

مبارک باد آمد ماه روزه
رهت خوش باد ای همواره روزه
شدم بر بام تا مه را ببینم
که بودم من به جان دلخواه روزه
نظر کردم کلاه از سر بیفتاد
سرم را مست کرد آن ماه روزه
مسلمانان سرم مست است از آن روز
زهی اقبال و بخت و جاه روزه
بجز این ماه ماهی هست پنهان
نهان چون ترک در خرگاه روزه
بدان مه ره برد آن کس که آید
در این مه خوش به خرمنگاه روزه
رخ خون اطلسش گر زرد گردد
بپوشد خلقت از دیبای روزه
دعاها اَنْدَرین مه مستجاب است
فلک ها را بدّره آه روزه
چو یوسف ملک مصر عشق گیرد
کسی کو صبر کرد در چاه روزه
سحوری کم زن ای نطق و خَمُشْ شو
ز روزه خود شوند آگاه روزه
بیا ای شمس دین و فخر تبریز
قوای سر لشکر اسپاه روزه

 

[ ۱۳٩٠/٥/۱۳ ] [ ٦:٤۳ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ما رانیز عاشوراییست وکربلایی که تشنه خون ماست وانتظار میکشد تا زنجیر خاک را از پای اراده مان بگشاییم واز خود ودلبستگیهایمان هجرت کنیم وفراتر از زمان ومکان خود را به قافله عشق سال61هجری برسانیم ودر رکاب المام عشق به شهادت برسیم.(شهید آوینی)
موضوعات وب
 
امکانات وب
RSS Feed

زیارت عاشورا
دعای عظم البلا
گفتمان ديني دات نت
۞ ماسون تیوب ۞  masontube.ir



قالب میهن بلاگ download قالب بلاگفا قالب بلاگ اسکای قالب پرشین بلاگ اخلاق اسلامی قالب وبلاگ دیکشنری آنلاین ایجاد فرم تماس ایجاد گالری عکس نمایش اوقات شرعی تقویم جلالی رتبه سنج گوگل مترجم سایت نمایشگر آی پی گوگل ساخت کد صوتی آنلاین آمارگیر فونت های زیباساز تغییر شکل ماوس فال حافظ فال عشق طالع بینی هندی طالع بینی ازدواج بازی آنلاین