|
پشت خاکریزهای امروز... گاهی همراه حسین بودن دلیل حق بودن نیست ،تا کربلا رفتن وجان فدا نمودن ،علامت حسینی بودن است.
| ||
|
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٧ ] [ ۱۱:٥٩ ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]
این روزها که به ایام آخرسال نزدیک میشویم حال وهوای خاصی دارد؛اردوی راهیان نور که از گوشه کنار کشور به سمت سرزمین نورراهی شده تا از این مناطق که یادگار روزهای پرطلاطم وروحانی هشت سال دفاع مقدس است دیدن کنند. تا یاد شهدا را زنده نگه دارند،تا صفایی به این دلهای زنگار گرفته وآلوده به گناه بدهند،تا شاید گمشده وفراموش شده ی وجود خود(خدا)را بیابند.می آیند تا تجدید عهدی کنند با اسیران آزاد(اسیران خاک وبندگان آزاد)که طریق بندگی را نه باپا که با پای دل پیمودند.آنانی که دل به خدا بستند واز هر آنچه خیر خدا دل بریدند. گفتندبرای مادر یکی از شهدا پس از چند سال خبری از فرزند شهیدش آوردندکه گروه تفحص درطلاییه پیکرش را که فقط چند استخوان ازآن بجا مانده بود؛ازلابه لای خاک هایی که سالها ست با آن خو گرفته است بیرون آوردند.مادرپسر شهیدش را در خواب دیده بودکه از او روی بر میگرداند؛وقتی دلیلش را پرسیده بود؛پسر شهیدش در حالی که صورتش پر از اشک شده بود گفت:.....به همین اکتفا میکنم که جوابش این بود که هر روز بی بی فاظمه زهرا(س)به دیدارشان می آمده واز امروزدیگر... چه رازی دارند این سرزمین ها وچقدر ناگفته دارند این خاک ها...از چشمان حاج ابراهیم گرفته تا دستان حاج حسین وبرادران باکری وسردار هور(شهیدعلی هاشمی)....همه وهمه تنها گوشه ای ازاین خاک حماسه ساز وحماسه سرا را رقم زده است. اما اینکه این ها که گفتم چه ربطی با مجید خراطها دارد خودم هم نمیدانم فقط بزرگی بنری که به نام وعکس مجید خراطها مزین(البته حرام)شده بود و البته زیر بنر تقدیری از دفتر فرهنگ وارشاد اسلامی شده بود مرا بر این داشت که کمی درباره اسلامی که دفتر فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان ماهشهر تبلیغش را میکند ودر راستای آن جناب خراطها را دعوت میکندمطالعه ای داشته باشم. از دوستان وبزرگوارانی که در این راستا به ما منبعی معرفی کنند سپاس گذاریم. راستی داشت یادم میرفت بلیط شرکت دربرنامه جناب خراطها مبلغ ناچیزی بود(فقط١٠/٠٠٠تومان) [ ۱۳۸٩/۱٢/٢٦ ] [ ٦:٤۸ ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]
عاشورا قلب تپنده نبرد حق وباطل است واین نبرد،همیشه تاریخ بوده وادامه خواهد یافت وهر جبهه را رهروانی است.امروز قافله سالار جبهه حق،حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف است که دلی پر خون از ظلم ظالمان،مکر منافقان وسکوت مدعیانِ انتظار دارد ونایب بر حقش رهبر حسینی نظام اسلامی است؛اکنون هر روز ما عاشورا است،وتیرهای دشمن هر لحظه عزت اسلام را نشانه رفته اند.یزید مرده است،اما یزیدیان زنده اند.شمر نیست،اما بدتر ازشمرها پراکنده اند. آیا برای آمدن حسین زمان آماده ای؟ آیا قلب خود رااز دوستی یزیدیان خالی کرده ای؟ دوستی مُسلم ها را به دل داری یا ابن زیادها را؟ یا مانند بسیاری از کوفیان،انس با زندگی وراحتی،تو را از دایره ی این نبردها بیرون کشیده است؛بدان که یا باید دنباله رویحق بود یا باطل،وراه دیگری نیست.چه آنان که با عمل واقدام،دشمنان حق را یاری کردندوچه آنهاکه باسکوت،مهیا کننده ی زمینه ظلمشان شدند،هر دو از لشکر جبهه باطلند. اکنون نیک در خود بنگر،که آیا عاشق راستین حسین هستی؟که اگر این چنین باشد باید عاشق جهاد وشهادت باشی. ببین به خاطر دین از چه ها گذشته ای که غیرتو نگذشته اند؟ بنگر که از مدعیان راحت طلبی یا از منتظران شهادت طلب؟ یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه
[ ۱۳۸٩/۱٢/۸ ] [ ۱٢:٢٠ ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]
دخترم جرالدین, از تو دورم , ولی یک لحظه تصویر تو از دیدگانم دور نمیشود.تو کجایی؟در پاریس ,روی صحنه تئاتر پرشکوه شانزه لیزه؟این را میدانم و چنان است که گویی در این سکوت شبانگاهی ,آهنگ قدمهایت را میشنوم.شنیده ام نقش تو در این نمایش پرشکوه, نقش آن دختر زیبای حاکمی است که اسیر خان تاتار شده است.
[ ۱۳۸٩/۱٢/۸ ] [ ۱٢:۱٩ ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||