پشت خاکریزهای امروز...
گاهی همراه حسین بودن دلیل حق بودن نیست ،تا کربلا رفتن وجان فدا نمودن ،علامت حسینی بودن است.

بشنویداز اندیشه های ناب نوظهور،به تازگی درهمایشی که از سوی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با حظور جمعی از منتقدان سینما برگزارشد؛منشور هنر متعهد به کارگردان فیلم"جدایی نادر ازسیمین" داده شد.

منشور هنر متعهد برمبنای اندیشه های امام راحل(ره)،در مورد هنر شکل گرفته است وهمواره در اذعان عمومی نشانه التزام واعتقاد هنرمندان ایران به اندیشه های انقلاب اسلامی است.

حال جای تامل است که که آیا اندیشه های ناب انقلاب اسلامی تغییر یافته وتصویر کردن فضای پراز دروغ وسیاه از جامعه ایران(که البته در تمامی آثار این کارگردان به روشنی قابل ملاحظه است)به اندیشه های ناب انقلاب اسلامی تبدیل شده اند؟؟؟

چگونه کارگردانی که از حامیان سران فتنه درسال88بوده وخود را محتاج این جریان انحرافی دانسته سر از اندیشه های ناب اسلامی ومنشور هنر متعهد در می آورد؟؟؟

به نظر میرسدمسئولان امرباید درباره انگیزه ی خود درانتخاب چنین فرد گستاخی پاسخگو باشند(البته امیدواریم در این مورد مصلحتی!!! در کار نباشد)

 

[ ۱۳٩٠/٢/۱ ] [ ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

  تاکی نگاه نقطه بچینم به جای تو هی دائماً بهانه بگیرم برای تو
تا کی به چوب دار نگاه تو تن دهم دست غریبه ام نشود آشنای تو ...


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱/۱٩ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

شنیدم سرفصل فرهنگ ایثار وشهادت رو از درس آشنایی بادفاع مقدس دانشگاه ها حذف کردند!!!

اول :اینکه باید بررسی بشه چرا؟؟؟(هرچند توجیحی نداره)

دوم: پیشنهاد من به اونهایی که این تصمیم رو گرفتند اینه که اولاً:فرهنگ ایثار و شهادت یک تئوری نیست که با حذفش از یک کتاب،فراموش بشه.ولی بقول یکی از دوستان جای تاسف داره که مردم ژاپن باید هنوز بخاطر فاجعه ی هیروشیما سالگرد بگیرند وروشنفکران ما تازه بعد از اون همه زحمتی که کشیده شده تا این درس به دروس دانشگاهی اضافه بشه به فکر حذف سرفصل ایثار وشهادت از این درس افتادند.

ثانیاً:آقایان سری بزنند به مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس وبخوانند"خاک های نرم کوشک"و"دا"و"فرمانده من"و...را تا بدانند ایثار وشهادت فرهنگی عجین شده با خون هر سرباز امام خامنه ای(مد ظله)وعجین شده با خون هر ایرانی است که آن را درهیچ کتابی نخوانده اند،ومکتبش عاشورای امام حسین(ع) است.

[ ۱۳٩٠/۱/۱٤ ] [ ٦:٢٤ ‎ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

سلام...سلام بر شرهانی وبر خاک گرمش

سلام بر شرهانی وبر شهدای گمنامش

سلام بر شرهانی وبر وسعت نامش

سلام بر شرهانی وبر رشادتهای دلیرانش

سلام بر شرهانی وبرخادمین پاکش

سلامی به وسعت هشت سال دفاع مقدس بر تو ای شرهانی

شرح تو بر من سخت است؛که برای اولین بار بر خاکت قدم گذاشتم؛ خاکی که وقتی پا برآن می گذاری گرمایی تمام وجودت را میگیرد.

شرهانی سرزمینی که نامش با عطش عجین شده است؛گوشه گوشه اش محل تفحص شهداست؛شنیدم که بچه های خادم الشهدا وقتی در حال کندن یک کانال بودند،پیکر یک شهید گمنام رو پیدا کرده بودند،چند قدم جلوتر محل تفحص 5شهید گمنام دیگه ویک کانال که گروه تفحص گردان امام حسین(ع) پیکر 10شهید گمنام رو توی اون پیدا کرده بودند...تمام خاکش با خون شهدا تطهیر شده وتربتش بوی تربت کربلا می دهد...

خوبه جنوب و

اون راهیانِ

نور اما

کوعاشقی که

با من بیاد تا

با هم بریم غرب

از غرب کشور

اون سرزمین که

یه دنیا رازه چی میدونی؟

 

[ ۱۳٩٠/۱/۱٤ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

دفاع مقدس مدرسه و دانشگاهی بود که در لحظه لحظه آن کلاس های بی شماری با موضوعات ایمان ، شهادت ، صبر ، استقامت ، تلاش و... برگزار می شد ، در این کلاس همه در عین حال که شاگرد بودند معلم نیز بودند (چه بسیار 13 ساله هایی که بزرگ ترین و پر بار ترین درس ها را با رفتار خود به نسل ها آموختند )همه شاگردان این مدرسه الفبای عشق و فداکاری و پرواز را از یکدیگر فرا می گرفتند .

هم اکنون که غبار میدان جنگ فرو نشسته و کشتی شناور در امواج متلاطم ، در ساحل امن و آرامش پهلو گرفته است ، خوب است سطرهایی از کتاب مقدس 8 سال دوران پر افتخار دفاع مقدس و مردان بزرگ حماسه آفرین که برای ایران اسلامی عظمت و سربلندی به ارمغان آوردند  را مرور کنیم .

 

[ ۱۳٩٠/۱/٢ ] [ ۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

 

خودباوری ( اعتماد به نفس ) فردی و جمعی

خدا باوری ( اعتماد به خدا = توکل ) به عنوان بهترین پشتیبان تا نیل به سعادت

دین باوری ( اعتماد به دین = توسل ) به عنوان بهترین نسخه الگو برداری موفقیت

نظم باوری ( اعتماد به سعی و تلاش منظم  هدفمند با رعایت اولویت ها )

[ ۱۳٩٠/۱/٢ ] [ ۱:۳٥ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

آن که فهمید :

وقتی بچه ها به پیرمرد گیر دادند که ازخاطرات فرزندش محمدرضا بگویید ، اول طفره رفت و گفت چیز زیادی از او به یاد ندارد . دست آخر خدا بیامرز ، یکی از خاطراتی را که از دید خودش ساده می آمد ، تعریف کرد . آن پدر که امروز جایش در خانه دو فرزند شهیدش مهرداد و محمدرضا خالی است ، گفت : ـ اون روزها ما توی محله «بازار دوم» نازی آباد می نشستیم . محمدرضا یازده سال بیشتر نداشت . کلاس پنجم دبستان بود . توی خونه دراز کشیده بود و داشت مشق هاش رو می نوشت . خودم بلند شدم رفتم نونوایی و دو تا نون بربری داغ و برشته گرفتم و اومدم خونه .

عطر خوش بربری داغ که توی خونه پیچید ، محمدرضا از روی کتاب و دفترش پرید و اومد طرف من تا تکه ای نون بگیره . هنوز دستش به نون نرسیده بود که مکثی کرد و گفت :

ـ بابا... مگه نونوایی خلوت بود ؟

گفتم : « نه! اتفاقاً خیلی هم شلوغ بود . چطور مگه؟»

ـ آخه شماخیلی زود برگشتین .

بادی به غبغب انداختم و گفتم :

ـ خب شاطر نونوا من رو می شناخت، بدون نوبت دو تا نون داد و منم زود اومدم خونه ،مگه چیزی شده ؟

محمدرضای کوچلو ، اخم هایش در هم رفت و گفت :

بابا... شما حق مردم رو رعایت نکردین ... این نون حرومه خوردنش . شما باید می رفتین توی صف می ایستادین و مثل بقیه مردم نون می گرفتین .

محمدرضا اصلاً به اون نون دست نزد و رفت سر درس و مشقش .

« محمدرضا تعلقی » 16 سال بیشتر سن نداشت که در 25 اسفند 1364 در عملیات والفجر 8 در شهر فاوا ، به شهادت رسید .

 

[ ۱۳٩٠/۱/٢ ] [ ۱:٢٠ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

یک روز (احمدرضا) برای ما تعریف می کرد : حاج آقا پناهی ، که فرد متقی و پاکی بود ، ما را در مسجد گردان جمع کرد و گفت :

می خواهم برایتان موضوعی را تعریف کنم که خیلی مهم است ؛ برای اینکه بدانید جبهه های ما را آقا امام زمان (عج) رهبری می کند .

قبل از اینکه شما به اینجا بیایید ، یک شب ساعت 2 بعد از نیمه شب ، سنگرهای بالای کانال همه بوی بسیار مطبوعی را احساس می کنند . وقتی اولی به دومی گفت : ( شما به خودتان عطر زده اید ؟) جواب منفی  شنید . تا آخر متوجه می شوند این بو ، بوی غیر طبیعی است . آمدند و مرا صدا زدند . وقتی رفتم بالای کانال ، هرچه استشمام کردم ، بویی به مشامم نرسید در حال شک پایین آمدم ، فردا صبح راننده آمبولانس جبهه مجاور ، به جبهه ما آمد و گفت :

« آقای پناهی ، دیشب یکی  از برادرها در خواب امام زمان (عج) را دیده است ، این برادر به امام زمان (عج) گفته است : «چرامرا با خود نمی برید ؟» امام در جواب فرمودند :

( شما را روزی ملاقات خواهم کرد و نزد ما می آیی . می خواهم سری به این جبهه بزنم و از آنجا به جبهه های دیگر .)

بعد گفت : حاج آقا ! ایشان همین جبهه شما را گفتند . امروز صبح پس از آنکه آن برادر خوابش را برای همسنگرانش تعریف کرد ، وقتی برای وضو گرفتن از سنگر خارج شد ، ناگهان ترکش خمپاره ای به قلبش اصابت کرد و او را به شهادت رسانید .

نقل از خواهر شهید احمد رضا گودرزی

کتاب سیرت شهیدان ص 234

 

[ ۱۳٩٠/۱/٢ ] [ ۱:٢٠ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

« کوفیه» یا « چفیه »  ، دستمالی است که روستائیان و عشایر عرب از آن استفاده می کردند . در سال 1936 و پس از آن که بریتانیا به بهانه اداره سرزمین های فلسطینی زمینه رشد صهیونیست را پدید آورد ، فدائیان فلسطین برای پوشاندن چهره خود به هنگام مبارزه و مخفی ماندن از دست بریتانیایی ها از « کوفیه » استفاده می کردند . چفیه ، بعدها تبدیل به سمبل مبارزان فلسطینی علیه سازمان های تروریستی مخوف صهیونیست شد .

هدف اولیه از همراه کردن چفیه با رزمندگان ، به کاربردن آن در مواقع ضروری بود ؛ اما با وارد کردن آن در محافل معنوی و به جای سجاده و مأمن درد دل ها و ناله های شبانگاهی چنان وسعتی به آن بخشید که تبدیل به بارزترین نماد بسیجی شد .

برخی از کاربردهای چفیه در جبهه :

سفره نان ، شال کمری ، بقچه ، دستمال برای بستن زخم مجروحان ، حوله حمام ، سجاده نماز . چفیه مشخص ترین وسیله در لباس بسیجی و یادگار سال های رزم و مقاومت وتنها چیزی که رزمنده می توانست موقع به شهادت رسیدن به هم رزمش ببخشد و بهترین وسیله ای بوده و هست که وقتی در وسایل شهید و تابلوی مزار او قرار می گیرد به تنهایی بوی رشادت ها ، ندبه ها ، استغاثه ها و پایمردی ها را با خود دارد .

 

[ ۱۳٩٠/۱/٢ ] [ ۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

 

به نام آن که خالقمان بود و پیوند دهنده مان در قلب ها و جهت دهنده مان در هدف ها ، غلامرضا ، همسر رزمنده ، مهربان و عزیز و دوست داشتنی من !

روز تولد تذکری است برای انسان ، تذکری تکان دهنده ...، 21 سال به بیانی دیگر 555/75 روز به زبانی دیگر 320/181 ساعت و یا 200/879/10 دقیقه و از آن بالاتر و چشم گیر تر 000/752/652 ثانیه گذشت و گذشت ، اما جای شکرش باقی است که لااقل ؛ حداقل حدود دو سال خالصانه و صادقانه در راه او، او که تو را آفرید و او که پناه بی پناهان و یاور تنها ماندگان است قدم نهادی . در راهی که انتهایش لقاء و وصول به اوست .

آری غلامرضا چند ماهی است که خداوند آن چنان توفیقی به تو داده است که بتوانی توشه از دست رفته چند سال پیش خود را نیز کامل کنی و با کوله باری از عمل صالح و ایمان به سویش روی .

راهی که تو در آن قدم نهادی راهی است که مسافتش به سیرتت مربوط می شود . اگر تو حجاب را از روی این دل برداری ، در این راه در کوتاه ترین مدت و کم ترین مسافت به مقصد خواهی رسید و تو در آن جایی که بسیاری چون تو ، اکنون در آن سوی حجابند و چه عارفانه در این راه رفتند . آن سوی حجاب رفتن ، رفتن مراحلی است که تو اکنون در پایان آن مراحل به سر می بری .

[ ۱۳٩٠/۱/٢ ] [ ۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

رمز عملیات : یا زهرا (س)

تازیخ عملیات : 2/1/1361: 00:30بامداد

محل عملیات : شوش ـ کرخه ـ غرب دزفول

اهداف عملیات : آزاد سازی ارتفاعات شاوریه ـ انهدام دشمن

آزاد سازی مناطق جنوبی ایلام و بخش های مجاور آن در دشت عباس و عین خوش ، موجب اتصال جبهه میانی و جنوبی استان می گردید که این مهم در عملیات فتح المبین به همت رزمندگان اسلام ، در شمال منطقه نبرد ، تحقق یافت . نبرد گسترده فتح المبین با استعداد 100 گردان سپاه و 35 گردان ارتش در مقابل 170 گردان دشمن در بخش هایی از اراضی جنوبی ایلام و شمالی خوزستان ، در 4 مرحله انجام شد . در پی طراحی و فرماندهی مشترک ، عملیات در روز دوم فروردین 1361 با رمز « یا زهرا(س) » آغاز و اوضاع میدان های کارزار دگرگون شد . تلاش قرارگاه قدس به ویژه نیروهای تیپ امام حسین (ع) به فرماندهی حسین خرازی و یگان هایی از سپاه ایلام که در آغاز نبرد توانستند با حرکت احاطه ای ، ضمن شکستن خطوط پدافندی دشمن از جناح لشکر 10 وارد عمل شوند و با بستن تنگه عین خوش ، عقبه دشمن رامسدود کنند . تأثیر مهمی در سرنوشت عملیات برجای گذاشت . موفقیت قرارگاه نصر ـ به ویژه تیپ 27 محمد رسول الله (ص) به فرماندهی سردار جاوید اثر حاج احمد متوسلیان ـ در دشت عباس و پیشروی آنان به سوی چنانه و نیز انسداد تنگه رقابیه از جنوب ـ توسط قرارگاه فتح محاصره دشمن را کامل کرد .

بدین ترتیب رزمندگان اسلام توانستند مناطق عین خوش ، تنگه ابوغریب و ارتفاعات شرقی رودخانه دو برج را آزاد سازند .

در عملیات فتح المبین که 8 روز به طول انجامید ـ مجموعاً مناطقی به وسعت 2500 کیلومتر مربع از اراضی جنوب ایلام و شمال خوزستان از اشغال دشمن خارج شد و یگان های زرهی ، مکانیزه و پیاده عراقی مستقر در منطقه متحمل خساراتی سنگین شدند و با از دست دادن مناطق اشغالی ، ناگزیر در پشت رودخانه دو برج به پدافند پرداختند .  

 

[ ۱۳٩٠/۱/٢ ] [ ۱:٠٩ ‎ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ما رانیز عاشوراییست وکربلایی که تشنه خون ماست وانتظار میکشد تا زنجیر خاک را از پای اراده مان بگشاییم واز خود ودلبستگیهایمان هجرت کنیم وفراتر از زمان ومکان خود را به قافله عشق سال61هجری برسانیم ودر رکاب المام عشق به شهادت برسیم.(شهید آوینی)
موضوعات وب
 
امکانات وب
RSS Feed

زیارت عاشورا
دعای عظم البلا
گفتمان ديني دات نت
۞ ماسون تیوب ۞  masontube.ir



قالب میهن بلاگ download قالب بلاگفا قالب بلاگ اسکای قالب پرشین بلاگ اخلاق اسلامی قالب وبلاگ دیکشنری آنلاین ایجاد فرم تماس ایجاد گالری عکس نمایش اوقات شرعی تقویم جلالی رتبه سنج گوگل مترجم سایت نمایشگر آی پی گوگل ساخت کد صوتی آنلاین آمارگیر فونت های زیباساز تغییر شکل ماوس فال حافظ فال عشق طالع بینی هندی طالع بینی ازدواج بازی آنلاین