|
پشت خاکریزهای امروز... گاهی همراه حسین بودن دلیل حق بودن نیست ،تا کربلا رفتن وجان فدا نمودن ،علامت حسینی بودن است.
| ||
|
سلام ودرود بر خوانندگان محترم وبلاگ این حقیر. عن قریب دوست وبرادر خودم سعید بستان پیرا ما را به وبلاگشان فرا خواندند وما نیز درقبال پستشان نظری گذاشتیم که در زیر مشاهده میکنید. سلام داشی. واما یکی از دوستان که خودش را"ضدسید حسینی"معرفی کرده اینگونه جواب بنده را داده: جناب سید حسینی میشه بگید چه مقدماتی؟ وبخوانید جواب حقیر را: سلام.می آمدید در وبلاگمان پاسخ می دادید خوشحال می شدیم ولیکن جوابتان:اینکه ده سال است کاری نشده(که شده اما کم)دلیل براین نمیشود که امروز سراسیمه عمل کنیم وبجای نتیجه گرفتن فقط فضای وباب جدیدی را باز کنیم که هرکه خواست هر چه دل تنگش بگویدوبعد بگوییم آزاداندیشی!!! واما از بیانات امام خامنه ای "اگر شما تو جبههى جنگ نظامى، هندسهى زمین در اختیارتان نباشد، احتمال خطاهاى بزرگ هست. براى همین هم هست که شناسائى میروند. یکى از کارهاى مهم در عمل نظامى، شناسائى است؛ شناسائى از نزدیک، که زمین را بروند ببینند: دشمن کجاست، چه جورى است، مواضعش چگونه است، عوارضش چگونه است، تا بفهمند چه کار باید بکنند. اگر کسى این شناسائى را نداشته باشد، میدان را نشناسد، دشمن را گم بکند، یک وقت مىبینید که دارد خمپارهاش را، توپخانهاش را آتش میکند به طرفى، که اتفاقاً این طرف، طرفِ دوست است، نه طرفِ دشمن." واین یعنی مقدمات را فراهم کردن وبرنامه ریزی کردن که همه در مرحله قبل از عمل قرار می گیرد. بنده نگفتم که آزاد اندیشی خوب نیست وبلکه گفتم باید مقدماتش فراهم شود تا بتوان بهتر وسریعتر به نتیجه رسید ونه اینکه تریبونی شود برای معاندین. پی نوشت: 1-برادر گرامی که نوشتید"ضدسید حسینی"که نمی دانم اصلا این ضدیت ما در کجاست وکی پدید آمده(البته شاید اخوی گرام بنده معنای دیگری برای کلمه "ضد" در لغت نامشان دارند که حقیر بی اطلاعم)حقیرپیشنهاد میکنم درباره چیستی وچرایی وکیستی وچگونگی آزاد اندیشی مطالعه کنید. 2-گفتید "شماها"!!!منظورتان چیست را نمی دانم!!! 3-اگر صلاح دانستید دوباره نظر اول بنده را بطور کامل مطالعه فرمایید. دوستان خواننده این پست نظر را فراموش نکنید "درپناه حق"
[ ۱۳٩٠/٩/۳٠ ] [ ٧:٥۳ ب.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]
چند روز مانده تا رسیدن قافله سالار عشق به سرزمین عشق به پرچمداری امام عشق...
هنوزمادری در انتظار6ماهه اش اشک می ریزد... هنوز صدای "یا اخا ادرک..."از علقمه می آید... هنوز بوی دود خیمه ها به مشام می رسد... هنوز صدای "هل من ناصر..."به گوش می رسد... هنوز صدای"مهلا مهلا یابن الزهرا"به گوش می رسد... بارالها اجلم را تو به تاخیر انداز چند روزیست دلم تنگ محرم شده است ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/٩/۳ ] [ ۸:٥٦ ق.ظ ] [ سید ابوالفضل حسینی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||